تبلیغات
غنچه سرخ - هدیه ی عشق

غنچه سرخ



کدام شاخه تحصیلی را می پسندید؟ 






بابک سیستم
Powered By
MihanBlog

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها:
كل مطالب :
كل نظرها :
ایجاد صفحه : -

  


مادر می خواست نو زاد تازه به دنیا آمده اش را ببیند،

وقتی دکتر نو زاد را در آ غوش او گذاشت مادر دید که فرزندش یک گوش

ندارد۰

با گذشت زمان معلوم شد که بچه می شنود اما ظاهر گوش او غیر طبیعی 

بود۰

چند سال بعد وقتی روزی از مدرسه بازگشت، گریه کنان به مادر گفت که

( پسری مرا در راه مسخره کرد)

سالها گذشت پسر بزرگ شد، از استعداد خوبی در موسیقی و ادبیات 

برخوردار بود۰

اما ظاهرش او را به شدت آزار می داد، پدرش با دکتری مشورت کرد

و دکتر به او گفت اگر کسی او را بسیار دوست داشته باشد که گوشهایش

را به پسر شما هدیه کند، پسر شما دیگر مشکلی نخواهد داشت۰

بنابر این آنها به دنبال یک اهدا کننده گشتند،

روزی پدر به خانه آمد وگفت که یک نفر پیدا شده و ما باید اکنون

به بیمارستان برویم۰

پسر پرسد او کیست؟

پدر گفت این یک راز است!!!!

عمل با موفقیت انجام شد و پسر به زندگی عادی برگشت۰

در این مدت هر بار که از پدر درباره ی اهدا کننده سوال می کرد،

پدر جواب می داد که حالا زود است۰

بالا خره زمان آن فرا رسید، هنگامی که پدر و پسر بالای سر جسم

بی جان مادر ایستاده بودند، پدر موهای مادر را کنار زد و پسر دید که 

مادرش دو گوش ندارد۰

پدر گفت مادرت همیشه موهایش را بلند نگه می داشت تا هیچ کس

او را با ظاهری نازیبا نبیند!!!

 

 

عشق واقعی آن است که به چشم نمی آید

و با دل و جان احساس می شود۰

 



پرپر شده توسط غزاله در دوشنبه 12 شهریور 1386 و ساعت 06:09 ق.ظ [+] | غنچه ()
Copyright © 2007 All Rights Reserved by http://gh2.mihanblog.com | Designer :BABAK SYSTEM